دسته: اخلاق

سعادت کیمیا

داشتم با کوروش شوخی می کردم؛ مثل همیشه که از سر کار بر می گردم از من که «کی گله منه؟» و اونم همراه سروش با صدای بلند کودکی اش جواب می فرسته «من، من». یاد کودکی، اونم همین رویه رو با بچه هاش داشت؛ با صدای خشی و بلندش داد می زد «کی گل منه؟ کی ناز منه؟» و من با صدای بلند و بلندتر هر بار می گفتم «من، من» و آخرش این می شد که «قربون گلم برم من، قربون نازم برم من». خاطرات با بار هیجانی همیشه زنده هستن و تازه؛ هنوز آغوش اش بعد از سی و چند سال حس کردنی هست، خنده هاش، حالت های صورتش و …. چه بغضی میاد، شایدم اشک هست که نمی خوام قبولش کنم. سمیه استکان نلبکی چای رو جلوم گذاشت و گفت: «دائی عباس بعد چهل سال بچه اش رو پیدا کرده».چیزایی جسته گریخته شنیده بودم؛ قبل انقلاب، توی فرار از دست مامورای وقت بچه قنداقی شون رو گم کرده بودن ولی حالا بعد چهل سال همدیگر رو به آغوش کشیدند. حتما تعارض بوده واسه شون؛ هم بغض و آه، گریه و درد بوده و هم خنده و هم …. . خب اشتیاق که باشه همه چی شدنی می شه. بغض کردم، بعد چهل سال، یعنی اینا؛ پدر و پسر چه حس غریبی داشتند. سینه هام درد گرفتن، شایدم قلبم، شایدم دلتنگی و یا بهونه آغوش پدر و پسری. کیمیا گفت: «بابا می شه آروم باشین». چادر سفید گل گل روی سرش در حالت سجده رفتن اونم به یه سمت خودخواست. آروم گفتم: «کوروش، آبجی داره عبادت می کنه». که یکدفعه گفت «بابایی عبادت نمی کنم، دارم خدا رو به خونم دعوت می کنم».

ادامه مطلب

در مسیر آرامش (قسمت چهارم)

اینکه چگونه به زندگی مان معنا بدهیم، بایستی ببینیم منظورمان از معنادهی چیست؟ معنادهی به زندگی را اینگونه می توانیم در نظر بگیریم که از محتوای زندگی مان آرامش بخشی برخوردارد باشیم و مهمتر اینکه از فرایند زندگی لذت ببریم. منظورمان از آرامش و لذت بردن چیست؟ اینکه تنش های زندگی ما را به دردی غیرقابل تحمل دچار نکند. در مجموع احساس تحمیل شدگی از سوی زندگی نداشته باشیم. حال ملاک و ابزار سنجش برای آرامش بخشی چیست؟

ادامه مطلب

در مسیر آرامش (قسمت سوم)

«روانکاوی آن است که روانکاو انجام می دهد». برای روانکاوی کردن، لازم است روانکاو خود مورد روانکاوی قرار گرفته باشد و همچنان در این فرایند قرار داشته باشد؛ «همچنان که سوژه علوم است اما خود ابژه روانکاوی است»؛ دینامیک و پویایی زندگی کردن اعتراف به همین امر است. این موجب می شود که تمام فرایند روانکاوی را تجربه کرده باشد و در تجربه خویش داشته باشد. ادامه مطلب

در مسیر آرامش (قسمت دوم)

از دور درختی را تجسم می کنم. نه آنقدر دور که برایم ناآشنا باشد و نه آنقدر نزدیک که بیش از تمام آن در دسترس نباشد. سوالی در ذهنم می نشیند. راز زیبایی آن در چیست؟ در بزرگی؟ پرباری؟ سرسبزی؟ …… نه آن چه که او را برای من جذاب و شکوفا نشان می دهد، هماهنگی و ترکیبی است که او دارد. نه آنقدر بزرگ است که بخواهم مجذوب بزرگی اش شوم و نه آنقدر پربار و سرسبز که بر ثمره اش دلخوش. اما از اینکه شاخه هایش متناسب یکدیگر و سرسبزی او مربوط به هم، مرا خوش و مسرور و دلشاد می سازد. تنه، قد، اندازه شاخه ها، رنگ، شکل و ….. تا کلیت ی که برگ ها به او داده اند. شاید اگر شاخه هایی از این درخت کشیده تر بودند، هرچند سرسبز و پربار دیگر چنان دلربا نبود. ادامه مطلب

در مسیر آرامش (قسمت اول)

کلیت زندگی فراتر از تعریف جزئی است که ما از آن داریم. علیرغم اینکه فردیت و امتزاج هم هست. نیز یکپارچگی باید درک شود. من هستم برای خودم، همسرم برای خودش، فرزندم، پدرم و …. همه برای خودشان. ولی ما همه با هم نیز هستیم و در کل یک خانواده ایم. خانواده هم فراتر از تعداد اعضائش است. این خیلی مهم است که درک شود. چون دیگر من و تویی ندارد و من بودن در زندگی تبدیل به ما بودن می شود. بنابراین ما مسأله داریم. این مشکل ماست. هر کسی سهمی دارد در تمام مشکلاتی که در زندگی هست. اینگونه کسی خودش را مبرا نمی داند چون سهمی دارد. پس هر عضو سهم خود در مشکل خاص را می پذیرد.

ادامه مطلب

عیدانه

سی و پنج نوروز را گذرانده ام و امروز به پندار، گفتار و کردار این سالیان می اندیشم؛ خندیدن ها، گریه ها، سکوت ها، صحبت ها، بغض ها، اخم ها، حسرت ها، دلبستن ها و دلشکستن ها و ….. . چه دل هایی را که با آنها همراه شدم، چه آنهایی را که همراه خود نمودم، چه دل هایی که ازشان فاصله گرفتم و چه آنهایی که از خود دور نمودم. چه خواسته هایی که اجابت نمودم و چه آنهایی که رد کردم، چه خواسته هایی که داشتم و برآورده شدند و چه آنهایی که رد نمودند. به تجاربم با دیگران بیشتر می اندیشم تا آگاهانه تر، آزادانه تر و خودخواست تر شوند. زیرا تمام تجاربم؛ رشد و آسیب هایم نه در خلاء که در روابط ایجاد و مانده اند. ادامه مطلب

هنگامه های اخلاق درمانگری مولوی مدار

حضور متخصصان درمانگرِ شایسته، متعهد و مسئولیت پذیر در جامعه پیشرفت‌گرای ما امری ضروری و جدی است. برای رسیدن به این هدف، رعایت اصول اخلاقی در فرایند درمان امری اجتناب‌ناپذیر بوده و عدم رعایت اصول اخلاقی موجب آسیب‌رسانی جبران‌ناپذیر به بیماران شده و حتی می‌تواند زمینه انحطاط انسانی و بحران معنویت را ایجاد و روح اعتماد و امید را سلب نماید. با تأمل در متون عرفانی‌مان می‌توانیم به این نتیجه برسیم که بخش قابل توجهی از توصیه‌های آنها مفاهیم اخلاقی است. ازینرو هدف مقاله حاضر ارتقای اصول اخلاقی فضای درمان و درمانگران بر مبنای نگاه مولانا می‌باشد. این اصول اخلاقی مولوی محور می‌تواند رهنمودهایی برای رفتار و پاسخگویی درمانگران به شیوه اخلاقی باشد. باری، دیوان شمس و مثنوی معنوی دو اثر بزرگ جلال الدین رومی سراسر پر از مفاهیم ناب اخلاقی است که همسو با قرآن کریم ما را به تکامل می‌خواند.

ادامه مطلب

هنگامه های خودیابی

اوصینی و اوصیکم بالتقوی الله و نظم امرکم

فروید در مقاله ای(ویژگی برخی شخصیت ها در روانکاوی، ۱۹۱۵) آورده که برخی بیماران بر فعل خلاف و ناپسندی که از آن نهی شده اند، پای می فشارند و با انجام آن فعل از تسکین روانی برخوردار می شوند. گرچه از احساس گناه فعلی در رنج هستند اما از منشأ آن بی خبرند، اما انجام آن فعل خلاف تا حدودی فشار مجهوله را کاهش می دهد. زیرا برای احساس گناه علتی هرچند ظاهری فراهم می کنند. (این احساس مجهول گناه از نگاه فروید از عقده ادیپ همان میل ناخودآگاه به کشتن پدر و تصاحب مادر نشأت می گیرد. ادامه مطلب

خواب و تعبیر رویاها

خواب و تعبیر رویا مصطفی محمودی قهساره کارشناس ارشد مشاور خانواده ۱۳۹۷/۱۱/۲۱ …

حریم های خصوصی در هنگامه های پیش از ازدواج

از ملموس ترین و مهم ترین حقوق شناخته شده آدمی مفهوم «حریم خصوصی» می …

دوره حساس کودکی

پیروان سنت رشد گرایی روسو (مثل مونتسوری، شاختر، پیاژه، گزل، چامسکی …